تبليغاتX
موریانه های چوبی

موریانه های چوبی

دير آمدي موسي دوره ی اعجازها گذشته است عصايت را به چارلي چاپلين هديه كن كه كمي بخنديم.

 

 

تو می جنگی ، من صلح می کنم

تو می زنی ، من تسلیم می شوم

تو می کشی ، من میمیرم

تو می روی ،  من می ایستم....

می ایستم...

می ایستم...

می ایستم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 23:30  توسط ali romani  | 

 

 

 

اگر یه روز سیفون زندگی رو کشیدی و

صدای بلبل و قناری ازش بلند شد

حواست باشه رویاها و آرزوهات رو باهاش نفرستی پایین.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 2:34  توسط ali romani  | 

 

 

به اینگونه زیستن...

 

به اینگونه زیستن ناگزیرم

پنهان

پنهان

پنهان

تا همیشه تو پیدا باشی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 15:38  توسط ali romani  | 

 

 

گودیبا

این غول من اسمش گودیباست،تمام تفریح و کار و زندگیش کتابه

 در کل کاملا بی آزاره و سرش به کار خودشه،البته اگه بگذارند....

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 8:48  توسط ali romani  | 

 

 

 آه اگر آزادی سرودی می خواند...

عارفی بیس میزد ، زاهدی راک می خواند

مردی هرروز ، هر روز ، هر روز در انتظار رفتن می ماند...

عاشقی می نالید ، جاکشی دل می داد

کودکش گشنه و زار ، مادرش تن می داد

روی پرچین زمان باز کلاغی می خواند

همه چیز عالی بود

همه چیز...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 23:32  توسط ali romani  |