تبليغاتX
موریانه های چوبی

موریانه های چوبی

دير آمدي موسي دوره ی اعجازها گذشته است عصايت را به چارلي چاپلين هديه كن كه كمي بخنديم.

 

 

 آه اگر آزادی سرودی می خواند...

عارفی بیس میزد ، زاهدی راک می خواند

مردی هرروز ، هر روز ، هر روز در انتظار رفتن می ماند...

عاشقی می نالید ، جاکشی دل می داد

کودکش گشنه و زار ، مادرش تن می داد

روی پرچین زمان باز کلاغی می خواند

همه چیز عالی بود

همه چیز...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 23:32  توسط ali romani  | 

 

 

آرزو های بزرگ من...

سهم من از تمام دنیا کمترین...

سهم من از خدا کمترین...

از عشق کمترین...

لااقل

بگذار آزاد زندگی کنم...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 15:25  توسط ali romani  | 

 

 

امروز فارغ التحصیل شدم

 داستان من تموم شد‌‌‌

با این مردم . با این شهر . با کویر

با .....

دوستت دارم شهر کویری .  دوستم داشته باش.

خداحافظ اردکان

شهر خانه های گلی و در های قدیمی

شهر بادگیر ها و آب انبار ها

خداحافظ فرشته ی تمام خوبی ها

خداحافظ.....

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 20:19  توسط ali romani  | 

امسال برای من سراسر تجربه بود چه توی مسائل کاری چه تو زندگی.

احساس تولد دوباره دارم.چیزی شبیه پوست انداختن و وارد یه دنیای جدید شدن.

توی سال جدید از صمیم قلب براتون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.

---------------------------

در ضمن دوم فروردین سالروز بزرگترین فاجعه بشری رو بهتون تبریک می گم!!!

جغد ماهی...

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 4:34  توسط ali romani  | 

 

همیشه تلخ

گاهی ترش

اغلب شور

فقط

تنها جایی که طعم شیرین حقیقت رو میشه حس کرد دوزخه

دوست بهشتی من...

آشپز خانه دوزخی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 4:7  توسط ali romani  |