
عارفی بیس میزد ، زاهدی راک می خواند
مردی هرروز ، هر روز ، هر روز در انتظار رفتن می ماند...
عاشقی می نالید ، جاکشی دل می داد
کودکش گشنه و زار ، مادرش تن می داد
روی پرچین زمان باز کلاغی می خواند
همه چیز عالی بود
همه چیز...
دير آمدي موسي دوره ی اعجازها گذشته است عصايت را به چارلي چاپلين هديه كن كه كمي بخنديم.

عارفی بیس میزد ، زاهدی راک می خواند
مردی هرروز ، هر روز ، هر روز در انتظار رفتن می ماند...
عاشقی می نالید ، جاکشی دل می داد
کودکش گشنه و زار ، مادرش تن می داد
روی پرچین زمان باز کلاغی می خواند
همه چیز عالی بود
همه چیز...

سهم من از تمام دنیا کمترین...
سهم من از خدا کمترین...
از عشق کمترین...
لااقل
بگذار آزاد زندگی کنم...
امروز فارغ التحصیل شدم
داستان من تموم شد
با این مردم . با این شهر . با کویر
با .....
دوستت دارم شهر کویری . دوستم داشته باش.
خداحافظ اردکان
شهر خانه های گلی و در های قدیمی
شهر بادگیر ها و آب انبار ها
خداحافظ فرشته ی تمام خوبی ها
خداحافظ.....
احساس تولد دوباره دارم.چیزی شبیه پوست انداختن و وارد یه دنیای جدید شدن.
توی سال جدید از صمیم قلب براتون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
---------------------------
در ضمن دوم فروردین سالروز بزرگترین فاجعه بشری رو بهتون تبریک می گم!!!

همیشه تلخ
گاهی ترش
اغلب شور
فقط
تنها جایی که طعم شیرین حقیقت رو میشه حس کرد دوزخه
دوست بهشتی من...
