+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 15:20  توسط ali romani
|
من یه تصویرساز مرتدم . ایمانم رو به رنگ و نقطه و خط و سطح و اینجور چیزا از دست دادم . دیگه نمیتونم تحملشون کنم ، دوست دارم تمام اینهارو خودم از نو تجربه کنم می خوام تمام دنیای خط خطی رو که سالها جلوی چشمام نقشی از دروغ و پستی و هرزگی بوده خراب کنم و روش یه دنیای قشنگتر و سالم تر بسازم . همین.
+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 19:47  توسط ali romani
|
دوستام منو با غولهام می شناسن . کارکرترهایی که حالا تبدیل شدن به جزیی از وجودم با انواع و اقسام شاخ و دم ، خوش قلب و بی آزار جوری که حتی آزارشون به یه مورچه هم نمی رسه. از طراحی اونها احساس خیلی خوبی به من دست میده .


+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 19:35  توسط ali romani
|
فکر میکنم هنوز کسی اونطور که باید خط رو جدی نگرفته . انگار که لابلای رنگ و فرم جلوه ی کمتری پیدا کرده ، دوست دارم این فضارو تجربه کنم ، توی یه فضای سیاه و سفید با توجه به موضوع و طرح مورد نظر تجربه خطهای مختلف جالب باشه .




+ نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 19:13  توسط ali romani
|