مطمئناً تمام کسانی که در عرصه ی هنر های تجسمی فعال هستند،با من هم عقیده هستند که هیچ چیز به اندازه ی بر پایی یک نمایشگاه انفرادی در یه جای معتبر نمیتونه خستگی یک دوره ی کاری رو از تن آدم در بیاره.نمایشگاهی که دیده بشه،کارها در معرض قضاوت بازدید کنندگان قرار بگیره و اشکالات و ایراد های کار با توجه به دیدگاه صاحب نظران رفع بشه.
اما بر پایی نمایشگاه در ایران درست مثل داستانهای پلیسی میمونه که از ابتدای کار تا لحظه ای که آخرین تابلو رو از دیوار نمایشگاه پایین میاری توی هر لحطه باید منتظر یه اتفاق خاص باشی، بعضی از این اتفاقات توی ذهنم موندن، بعضی دیگه پاک شدن،بعضی هاشون خوشحالم میکنندو بعضی هاشون نه.
اما هر چیزی که هستند خاطره ای از یک دوره ی کاری من هستند و برای من ارزشمند و قابل احترام
1.گرفتن وقت نمایشگاه
اولین و سخت ترین کار گرفتن وقت نمایشگاه بود.
ادامه مطلب
