
عارفی بیس میزد ، زاهدی راک می خواند
مردی هرروز ، هر روز ، هر روز در انتظار رفتن می ماند...
عاشقی می نالید ، جاکشی دل می داد
کودکش گشنه و زار ، مادرش تن می داد
روی پرچین زمان باز کلاغی می خواند
همه چیز عالی بود
همه چیز...
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 23:32  توسط ali romani
|
